تبلیغات
وبلاگ تخصصّی ساز دهنی - زیبا شناسی و فلسفه جنس(نوع) صدای سازدهنی
وبلاگ تخصصّی ساز دهنی
هر نفس نتی است.............
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اطّلاعات کامل در مورد وبلاگ
درباره ما و نحوه به روز شدن
درصفحات جانبی سایت در
دسترس شماست

مدیر وبلاگ : سعید عصاری
نویسندگان
نظرسنجی
کدام مورد را اولویت کاری قرار دهیم؟






به نام خالق زیبایی

پیشگفتار

وقتی کنار جویباری به صدای آن گوش می دهم گویی آب یک پیانیست چیره دست  است

 که آدمی را سحر می کند و زمانی که به بارش باران گوش می سپارم هر قطره

آن نت های نواخته  شده  گیتاریست که  به  روح  زمین  می بارد  و اژدهای آن را

خواب می کند تا گلهای ظریف سر ازخاک بر آورند و سرود زندگی سردهند و روی

صخره های  کنار  دریا  ایستاده  ام  شاهد  ضرب  آهنگ  درام  قدرتمند  امواج دریا

هستم  و نسیم  در گوشم  شو ر عشق  را  چون  نوای  سازدهنی  نجوا می کند

آب این عنصر حیاب بخشی که  بیشتر  وجود  آدمی را شامل می شود و بدون آن

 آن هیج جانداری توان زندگی ندارد سرشار از موسیقی  و  هارمونی  است  پس 

انسان چطور بی نیاز از موسیقی می تواند زندگی را زندگی کند.

 

به دلیل طولانی بودن مقاله می توانید از سرفصل ها

مطالب مورد علاقه خود را انتخاب ومطالعه فرمایید

 

سر فصل ها

 

بخش اوّل شناخت زیبا شناسی

 

مقدّمه ای بر توضیح بحث

زیبایی شناسی چیست

زیبایی شناسی در هنر

زیبایی شناسی سنتی

زیبایی شناسی در رسانه ها

هدف زیبایی شناختی

تجربه زیبایی شناختی

قوانین عام زیبایی شناسی

ادراک زیبایی بر ساس تئوری اطلاعات

فلسفه نقد هنری

 

 

بخش دوّم زیبایی شناسی سازدهنی

 

فرکانس صدای سازدهنی

جنس صدای ساز دهنی

 

 

 

 بخش اوّل

 

 

مقدّمه

در این نوشتار بر آن‌ایم تا با تأملی بر پرسشِ «زیبایی چیست؟»، دریابیم که آیا زیبایی قابل

 تعریف است؟ اگر قابل تعریف است، حقیقتِ  آن چیست  و برچه اموری صدق می‌کند؟ آیا

اصلاً در عالم خارج وجود دارد؟ ما چگونه آن را درک می‌کنیم؟ویل دورانت عقیده دارد زیبایی

 زاده میل است. یکی از نشانه‌های برجسته  اینکه  زیبایی  زاده  میل  است این است که

 شی مطلوب پس از آنکه به دست آمد زیبایی خود را از دست می‌دهد. آن‌چه می‌خواهیم

برای خوبی آن نیست، بلکه برای آن خوب است که آن  را  می‌خواهیم. آبی  بودن  آسمان

برای خوشایندی ما نیست، بلکه چشمان ما به تدریج با آسمان آبی خو گرفته آن را

خوشایند یافته‌اند. لذت طبیعی هر شکل و رنگی به نسبت تکرار آن در سر گذشت

 انسان است

 

جرج سانتایانا عقیده دارد زیبایی لذتی است که وجود خارجی یافته‌است (زیبایی وعده لذت است)

بحث ما پیرامون نگاه و رویکرد نشانه شناختی به زیبایی و هنر است. من قصد دارم بحث خود را  از

کانت آغاز کنم. زیرا کانت سه حوزه شناخت، اخلاق و زیبایی، یا نقد عقل محض؛ نقد عقل عملی و

 نقد داوری، را مطرح می کند، که نقد آخر او (نقد قوه حکم یا نقد داوری) درباره هنر و زیبایی است.

 کانت در این اثر به دنبال تداوم در رویکردی کهن، من این بحث را سکوی پرشی برای ورود به مقوله

 نشانه شناسی قرار می دهم. در واقع وقتی  صحبت  از  استقلال  حوزه ز یبایی  می شود،  تمام

قواعد آن (زیبایی)به نظامهای صوری درون  حوزه  هنر  فروکاسته می شود. این برداشتی است که

طی این دو سده از آن بنای کانتی شده یعنی این که همه دریافتهای ما درباره زیبایی به قضاوتهای

صوری ازمناسبات درونی حوزه های مختلف هنری مربوط می شود. به عبارت دیگر کانت این مقولات

را به حوزه اخلاق، زیبایی و شناخت تقسیم می کند. حوزه زیبایی استقلال و خود مختاری  خود  را

دارد.  پس برای دریافت آن نباید به حوزه های دیگر رجوع کرد.  بدیهی است که با این مباحث، تمام

حرکتهای  فرمالیستی  ( شکل  گرایانه  یا  صورتگرایانه  )  در  مطالعات  هنری  یا  زیبایی شناسی

فرمالیستی، زیبایی را کاملا صوری و در خور اثر جستجو می کند. این جریان  کانتی  که  به  زیبایی

شناسی فرمالیستی منجر می شود، در مدرنیسم به اوج خود می رسد.  یعنی  در  واقع  یکی  از

ویژگیهای برجسته هنر  مدرن  استقلال  هر  حوزه  است. به عبارت دیگر تلاش می شود، تا از  این

مجرا به هنر ناب نزدیک شویم. وقتی  ناب بودن یک حوزه متکی به ناب ترین جوهرهای آن باشد؛ از

منظر فلسفی باید به کانت رجوع کنیم . بدیهی است  که  در  این  صورت  حرکت  به  سمت انتزاع

 خواهد بود.

این همان اتفاقی است که  در مدرنیسم افتاد. حال اگر چنین تقسیم بندی شود، مدرنیسم نگاهی

قالبی و به لحاظ زیبایی شناختی رویکردی  فرمالیستی تلقی  می شود .  یعنی  یافتن  جوهرهای

قطعی و جهانی درون تمام حوزه های هنری مبنا قرار می گیرد. اگر ما  نگاه  زیبا  شناسی  به  آثار

هنری را این گونه تلقی کنیم، درمی یابیم که از حدود سال  ۱۹۶۰  به  بعد  اتفاق  بسیار  عجیبی،

دست کم در حوزه هنر، می افتد و کم و بیش شاهد  سرایت  آن  به  حوزه  هنری  کشور  خود نیز

هستیم. این بحث اصلا ارزش گذاری یا تعیین خوب و بد قضیه نیست. بلکه یک تحلیل  مشخص  در

جهت آن رخداد است. من  نمونه ای  از این رخداد را ذکر می کنم. مثلا  در  حوزه  موسیقی  قطعه

چهار دقیقه و سی و پنج ثانیه ای «جان کیج» است. کیج یک  موسیقی دان  غربی  است. او برای

اجرای یک قطعه پوستر چاپ می کند، مخاطبان نیز بلیت می خرند و  به  یک  سالن  اجرای  برنامه

می آیند. کیج  پشت  پیانو  قرار  می گیرد  و  ۴ دقیقه و ۳۵ ثانیه  سکوت  می کند.  بعد در پیانو را

می بندد  و  سالن  را  ترک  می کند.  در  این قطعه  به  تصور کانت و حتی ما، جوهری ترین عامل

موسیقی یعنی صورت وجود ندارد. اما همین قطعه یکی از بحث انگیزترین قطعات موسیقی  معاصر

در غرب می شود. وقتی می گوییم یکی از بحث انگیزترین قطعات، یعنی منتقدان  غربی این قطعه

را به عنوان موسیقی پذیرفته اند.

 

زیبایی شناسی چیست؟

زیبایی شناسی یکی از رشته های پنج گانه کلاسیک فلسفه در کنار شناخت شناسی، منطق،

اخلاق و متافیزیک است فلسفه در پی آن است که زیبایی و امر زیبا را خوب بشناسد و  حقیقت

و مشخصات آن را تعیین کند و اگر ممکن شد، اصول و قواعد زیبایی را دراختیار همگان قرار  دهد.

این حوزه از فلسفه که به زیبایی و چیستی آن می پردازد، موسوم به زیبایی شناسی است .

در زیبایی شناسی، مانند حیطه های دیگر فلسفه، با بنیادی ترین پرسش ها درباره  زیبایی  و

چیستی آن روبرو هستیم. سوالاتی مانند: اصولا ما به  چه  چیزی  زیبا  می گوییم؟  آیا زیبایی 

وجود خارجی دارد و می توان به آن اشاره کرد یا اینکه از  امور  ذهنی  است  و  چیزی  به  نام

زیبایی وجود ندارد؟

آیا زیبایی، مطلق است؛ یعنی یک چیز برای همگان و برای همیشه زیباست؟ و یا امری نسبی

بوده و ممکن است شخصی چیزی را زیبا نداند و یا یک چیز زیبا  با گذشت زمان، زیبایی خود را

از دست بدهد؟ آیا می توان گفت که زیبایی به اشیاء و موجودات اضافه شده است ؛ یعنی یک

شی داریم و یک زیبایی که با آن ترکیب شده است؟ قواعد زیبایی ثابتند یا متغییر؟ اساسا چرا

زیبا، زیبا می نماید؟ هنر چه فایده ای دارد؟ تفاوت هنر با زیبایی چیست؟ چرا  نظر مردم درباره

امر زشت و زیبا مختلف است؟ و این که آیا قوه ای در انسان وجود  دارد  که  خصوص  شناختن

زیبایی است؟ اگر چنین است آن چه قوه ای است؟

 

زیبایی شناسی درهنر

زیبایی شناسی به معنای وسیع کلمه نظریه ای است در باره زیبایی، به هر دو معنای  جلوه ی

زیبایی یعنی زیبایی طبیعی و زیبایی هنری. در زیبایی شناسی قواعد و  قوانین  زیبایی  آموزش

داده می شود. البته باید توجه داشت که با آموزش این قواعد نمی توان  کسی  را  هنرمند کرد.

هنرمند باید دارای یک ذوق خاص ذاتی باشد.  این آموزش ها در نهایت  می توانند  آن   ذوق  را

پرورش دهند.

حس زیبا  دانستن  یک  کار  هنری  یا  یک  پدیده، ازشخصی به شخص دیگر فرق می کند ولی

 می توان یکسری اصول کلی برای درک و حس زیبایی یافت که به آنها اصول  زیبایی  شناسی

 می گویند.

زیبایی شناسی سنتی

ازآنجاییکه زیبایی شناسی فلسفی است،تلاش می کند با مشخص کردن قواعدی ،هنر را

اصولی تر کند. نقاشی، مجسمه سازی و معماری از این نمونه هنرها است.

زیبایی شناسی در رسانه ها

رسانه های اولیه دراین خصوص می توان به تلویزیون، ویدئو (کلیپ و فیلم) اشاره کرد.  زیبایی

شناسی در رسانه ها یک روند است نه اصول ثابت و بدون تغییر. این روندی است  که  ما  در

آن عناصرمختلف رسانه ای را مورد آزمایش قرار می دهیم و واکنشمان را از ادراک آنها بررسی

می کنیم.  این  روند کمک می کند تا بتوانیم تاثیر و میزان ارتباط با مخاطب را در عناصر مختلف

رسانه ها بسنجیم.

هنرمندان  غالبا ازاصول زیبای شناسی خبر دارند و با بکار گیری از آنها، در کار خود، سعی در

تاثیرگذاری  بر  دیگران  دارند.  برای  نمونه در شعر و ادبیات یک سری اصول مانند وزن و قافیه

درست و تشبیهات بجا، بیان و بدیع جزو اصول زیبایی شناختی به شمار می آیند.

 

عناصر زیبایی شناسی در رسانه

 

نور ورنگ

صدا

حرکت و زمان

فضای دو بعدی

فضای سه بعدی

 

 

هدف زیبایی‌شناسی

 

هدف زیباشناسی این است که چگونگی محیط اطراف و جایگاه شخص در محیط

اطراف را به معنای واقعی درک کند. همان نقشی که  عقل  در علم اخلاق دارد،

ذوق و سلیقه در علم زیبایی‌شناسی ایفا می‌کند.

 

تجربه زیبا شناختی

تجربه زیبا شناختی تجربه‌ای خوشایند و مطلوب است که به زندگی ارزش و معنا

می‌بخشد. این تجربه مبتنی بر تعمقی نشأت گرفته از درون موجود زنده است که

سبب می‌شود او محیطش را بهتر درک کرد؛ تجربه‌ای که در بین همه مردم  و  در

هر زمانی مستلزم تمرکز بر برخی از جنبه‌های محیط اطراف است

 

قوانین عام زیبایی‌شناسی

بیرکهوف معتقد است که چیزی زیباست که با کمترین علامات ممکن، بیشترین نظم

ممکن را عرضه کند؛ اما زیبایی تنها از طریق نظم و  قاعده  به  دست  نمی‌آید، بلکه

 نتیجه دو صفت متضاد است که هر دو به یک اندازه ضروری هستند.


هنر موفق، هنری است که مکالمهای دوجانبه با ذهن به وجود   آورد،  چالش‌ های  ذهنی

به وجود آورد و بازتاب‌هایی ایجاد کند. این رابطه معمولا از تجزیه و  تحلیل  ناکامل  نیروهای

موثر، حاصل می‌شود. ترکیبی که کاملا هماهنگ و وحدت یافته باشد، ترکیبی خسته کننده

خواهد بود. هنرمند موفق کسی است که احساس نظم و وابستگی را القا کند  و  در همان

حال چیزهای غیر منتظره را در اثر خود وارد سازد.

 

ادراک زیبایی بر اساس تئوری اطلاعات

 

بنا بر این نظریه، اطلاعات زیبا شناختی عواطف انسان را مخاطب قرار می‌دهند. بر این اساس

 یک پیام،  زمانی  زیبایی  را القا  می‌کند که پرت اطلاعاتی کافی داشته باشد و میزان بداعت

یعنی محتوای  زیباشناختی آن، از  حداکثر  دریافت ذهن  بیشتر  باشد. در این  صورت  گیرنده

مجبور  به  تشکیل  طرح  واره  است و بدین ترتیب ذهن اجبارا خود را معطوف به سطوح بالاتر

ادراکی  می‌کند.  در  واقع  ارضای  حس  زیباشناختی زمانی  به  دست  می‌آید  که ذهن  در

مجموعه‌ای  از  تحریکات ظاهرا  غیر  منظم و مغشوش موفق  به  کشف  یک  نظم  نسبی

 گردد.پیام‌های پیچیده را نمی‌توان به صورت مستقیم درک کرد. در  این  حالت  باید با روش

تشکیل طرحواره‌ها مقدار اطلاعات را کم کرد. تئوری گشتالت اصول تقرب، تشابه، انسداد،

استمرار هم جهتی به عنوان عوامل خارجی و اصول آشنایی و آمادگی ذهنی را به عنوان

 عوامل موثر بر تشکیل طرحواره‌ها و ادراک زیبایی فرمی معرفی می‌کند. 

 

فلسفه نقد هنری

بخش دیگری از مباحثات فلسفی درباره هنرها متوجه روش‌ها و توجیهات اقسام مطالبی بوده

 که درباره هنر می‌نویسند؛ مثلا اینکه مقاصد یا نیات اظهارشده هنرمند تا چه حد در تفسیر

 انتقادی اثر هنری، ارتباط و مناسبت دارد.

یکی از مسائل مهمی که در باب ارزش آثار هنری طرح می‌شود، تغییرات پیش آمده در اجرای آثار

 تاریخی است. مسئله مطرح شده این است که آیا در اجراهای موسیقی باید اصالت تاریخی و

نزدیکی به نسخه اصلی را نصب العین قرار داد یا خیر؟[مسئله مهم دیگر در بحث ارزش آثار هنری

، این است که آیا ارزش هنری تابلویی اصل از ارزش هنری بدل و کپی کاملی از آن بیش تر است

کالاها و خدمات فرهنگی همانند سایر کالاها و خدمات دارای ارزش اقتصادی می باشند که ارزش

اقتصادی آنها بر حسب هزینه‌ها و... قابل محاسبه می‌باشد. اما این کالاها و خدمات علاوه  بر

 ارزش اقتصادی دارای ارزش فرهنگی  نیز  می‌باشند.  برسی‌ها  نشان  می‌دهند  که  عوامل

اقتصادی، فرهنگی، دموگرافیک، سیاسی و ایدئولوژیک  و  ویژگی‌های  خالق  در  قیمت‌گذاری

 کالاها و خدمات فرهنگی موثر هستند.

 

 

بخش دوّم

زیبایی شناسی سازدهنی

 

فرکانس صدای سازدهنی


 در عکس زیر محدوده فرکانسی انواع سازها را می بینیم

 

 

همانطور  که  می دانید  ساز دهنی  در  خانواده سازهای بادی (وود وایند) قرار

می گیرد  که  قرا ر می گیرد  و اگر خانواده کامل سازدهنی  را  در  نظر  بگیریم

رنج  فرکانسی  آن  بین 97هرتز تا 4.8  کیلو  هرتز قرار می گیرد که پهنای باند

خوبی برای دو نوازی با سایر سازها و ایجاد پاساژها در نوازندگی با سایرین است

همچنین  ابتدای  فرکانس صدای وکال یک آقا در حدود 100 هرتز تا  6  کیلو  هرتز

و برای  یک  وکال  خانم  در  حدود 250 هرتز تا 6.5 کیلو هرتز می  باشد  بنابراین

با قیاس پهنای باند صدای ساز دهنی با پهنای باند وکال  می توان  به  این نتیجه

رسید که با ساز دهنی می توان انواع ترانه ها را  هم نوایی  و  با همراهی  دیگر

سازها آهنگهایی بسیار زیبا ساخت

 

جنس صدای ساز دهنی

صوت شناسی یکی از شاخه‌های علم فیزیک است و موضوع آن بررسی موج های

 مکانیکی  در گازها ، مایع ها  و جامدها  ،از جمله  نوسان ها  ، صدا  ، فراصوت  و

فروصوت  است. کاربردهای  آکوستیک  در بسیاری از جنبه های زندگی امروز دیده

 می شوند و ساده ترین نمونه آن صنایع صوتی و نیز کنترل نویز (مکانیکی)است.

 

ابتدا به آستانه شنوایی وآستانه درد در شنوایی انسان از نظر  شدت یا  تحمل حجم

صدا می پردازیم این مقیاس ها برای یک انسان عادی هنگام آستانه شنیدن در حدود

15 دسی بل با فرکانس صدای 1000 هرتز و آستانه درد در حدود 150 دسی بل بدون

محدوده فرکانسی موسیقیایی است در مورد یک ساز دهنی استاندارد کمترین حجم

صدا در حدود 21 دسی بل و  حداکثر در حدود 57دسی بل است که با دستگاه هایی

مانند کمپرسور و..می توان آن را تا حد 80دسی بل باحداکثر کیفیت صدا ارتقا بخشید

بنابراین  می توان  گفت صدای ساز دهنی در یک نوازندگی سولو در یک فضای عادی

می تواند بسیار گوش نواز باشد زیرا محدوده شدت صدای آن درسطح شنوایی عادی

انسان که به آن عادت دارد می باشد.

در خانواده سازهای بادی صدا از طریق ارتعاش هوا به وجود می آید این نوع از  صوت

را صوت های ارتعاشی سایشی می نامند این نوع از صدا در بطن وجودی خود حس

حزن انگیز وتنهایی را برای انسان به وجود می آورد که ریشه در تاریخ ذهن بشردارد

که این نوع از صدا را صدای حزن وتنهایی می شناسد بارزترین نمونه این صدا راساز

نی داردکه سالهاست ساز حزین نامیده می شود .اما با پیشرفته تر شدن ساختمان

سازها از این نوع صوت استفاده های بیشتر  و  کاملتری  می شود که باعث ساخت

آهنگهای با سبک های جدید و  به  نوعی  متنوع تر از سازهای اولیه شد همین روند

تکاملی  را  در  سازدهنی می بینیم  که ابتدا  در سالهای بسیار دور در آسیای کهن

فقط  جهت  مدیتیشن  و سبک آهنگهای  شرق آسیای قدیم جهت آرامش تنهایی و

دوری از روزمرگی برای تقویت ذهن و روح استفاده می شد یا ورود به آمریکاسبکهای

بلوز و کانتری  که  باز  هم نشات گرفته ازتنهایی برده های آمریکایی وسختی زندگی

آنان  بود  به  آن  اضافه شد و با پایان عصر برده داری انقلاب صنعتی وبعداز آن پس از

جنگ های جهانی از سازدهنی و سازهای هم خانواده آن  اکاردئون  و کنسرتینا را در

جشن ها شادی ها و مراسم ملی می بینیم که باعث حضور این سازها در سبکهای

فلک پاپ راک جاز شده است که نمونه های آن نیز به وفور در کشور خودمان نیز یافت

می شود امروزه این ساز با تنوعی که در جنس صدای خود به واسطه مدلهای متنوع

خود دارد دست مخاطب خود را باز می گذارد تا با ساز خود به اوج  تنهایی در  غوغای

ستارگان  ببرد  یا  به  جستجوی  شادی  بپردازد  در  دریاچه قو  گریه  کندلحظاتی پر

احساس با داستان عشق داشته باشد یا با آهنگی  مثل  کاساچوک  با ساز خود به

 رقص درآید .

 

 


 

 

 

 

 

 

 





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

باز گشایی مجدد وبلاگ از هفته دوم فروردین ماه- سال نو بر همه هنرجویان مبارک
کلیه حقوق این وبلاگ برای وبلاگ تخصصّی ساز دهنی محفوظ است
تحلیل آمار سایت و وبلاگ